تبليغاتX
اتحاد
به نام دوست که هرچه داریم از اوست
 

11اسفند :حکم اعدام يکی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان تاييد شد

ندای سبز آزادی :حکم اعدام محمدامين وليان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان تأييد شد. خبرنگار ندای سبز آزادی مطلع شده است که در پرونده اين دانشجوی ۲۰ ساله محکوم به اعدام به سخنان آيت‌الله مکارم شيرازی در خصوص محارب بودن حرمت‌شکنان روز عاشورا استناد شده است و اين سخنان به عنوان يک فتوای شرعی تلقی گشته و بر اساس آن حکم اعدام صادر گشته است و در دادگاه تجديد نظر تاييد شده و هر لحظه امکان اجرای آن وجود دارد.

روز گذشته دادستانی انقلاب طی اطلاعيه‌ای تأييد حکم اعدام اين جوان ۲۰ ساله در دادگاه تجديد نظر را اعلام کرد. محمدامين وليان، عضو فعال انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه دامغان و ستاد انتخاباتی دانشجويی ميرحسين موسوی در اين شهر، برآمده از خانواده‌ای مذهبی و انقلابی است، همواره مواضعی در چارچوب قانون اتخاذ کرده است و هيچ‌گونه وابستگی فکری و تشکيلاتی به گروه‌های معاند نظام جمهوری اسلامی و تشکل‌های غيرقانونی ندارد و تنها با اتهام در دست داشتن سنگ در روز عاشورا بازداشت شده است.

وليان فردی مذهبي، متدين و با مواضع اصلاح‌طلبانه است و صدور حکم اعدام برای او با استناد به يک عکس موجی از بهت و حيرت و نگرانی را در ميان خانواده مذهبی و دوستان و آشنايان اين دانشجوی خوش‌خلق و نجيب ايجاد کرده است.

ندای سبز آزادی در دهمين طرح هم‌صدايی از کليه همراهان جنبش سبز و ايرانيان عدالت‌طلب دعوت مي‌کند برای جلوگيری از اجرای حکم اعدام محمدامين وليان و تسريع در آزادی او در حد توان خود بکوشند و از طرق ممکن قانونی و مسالمت‌آميز احتمال اجرای اين حکم را کاهش دهند. از ميان اقدامات متعددی که امکان اجرای آن وجود دارد به طور خاص موارد زير در اولويت است:

۱- عکس پروفايل خود در سايت فيس‌بوک و ديگر شبکه‌های اجتماعی مجازی را موقتاً به عکس محمدامين وليان که در ابتدای اين متن آمده است تغيير دهيد.

۲- اگر صاحب رسانه يا وبلاگ هستيد در پوشش خبری اين فراخوان ما را ياری کنيد و در اعتراض به اجرای حکم اعدام او بنويسيد.

۳- اگر به آيت الله مکارم شيرازی و بيت ايشان دسترسی داريد وی را در جريان اين فاجعه انسانی-اسلاميدر شرف وقوع قرار دهيد و از ايشان و ديگر مراجع عظام تقليد بخواهيد تا با اعلام موضع قاطع و به موقع از ريخته شدن خون جوانی بي‌گناه و متدين جلوگيری کنند تا آبروی مرجعيت شيعه افزون شود و خون اين جوان نجيب به گردن ايشان و دستگاه قضايی نيافتد.

۴- اگر به هر يک از مقامات عالی قضايی و مسئولان عالي‌رتبه جمهوری اسلامی دسترسی داريد،‌ صدای دادخواهی خانواده وليان و اعتراض به حق سبزها به اعدام اين جوان بي‌گناه را به گوش آن‌ها برسانيد و از آن‌ها بخواهيد بکوشند اين حکم ناعادلانه تغيير کند و محمدامين وليان زودتر آزاد شود.


مظلوميت وليان و عذاب وجدان دانشجوی بسيجی

گفتنی است چند روز پيش از بازداشت محمدامين وليان شبنامه‌ای مبنی بر شركت او در تظاهرات اعتراض‌آميز روز عاشورا در تهران توسط طيفی از دانشجويان افراطی وابسته به بسيج دانشجويی در دانشگاه پخش شد كه طی آن خواهان برخورد جدی نيروهای امنيتی و مسئولين دانشگاه با وی شده بودند. پس از انتشار اين شبنامه محمدامين وليان بازداشت و به تهران منتقل شد و در دادگاه متهمان روز عاشورا به محاربه و افساد في‌الارض متهم گشت.

جالب اينجاست که مظلوميت او چنان آشکار بوده‌است که پس از محکوميت او به اعدام همان دانشجوی بسيجی که مطالب شبنامه را تنظيم و او را معرفی کرده دچار عذاب وجدان شده و برای درخواست لغو حکم اعدام او اقدام به گردآوری امضا از دانشجويان دانشگاه خود کرده است. رياست دادگاه نمايشی محمدامين وليان را قاضی صلواتی برعهده داشت و او را به محاربه، افساد في‌الارض، اجتماع و تبانی جهت انجام جرائم عليه امنيت كشور، فعاليت تبليغی عليه نظام جمهوری اسلامی ايران و توهين به مقامات ارشد نظام متهم کرد.

بنا به گزارش خبرگزاری ايسنا محمدامين وليان در جلسه دادگاه خود گفت: «من وقتی در زندان بودم در تلويزيون ديدم كه سران بزرگ اصلاحات در اين دادگاه ايستاده‌اند.» مطلبی که حاکی از تحت فشار قرار دادن وی و دادن اخبار دروغ و کذب توسط بازجويان به او است. گفتنی است در اين دادگاه امين وليان هيچ يک از اتهامات را نپذيرفت و حتی نماينده دادستان در پاسخ به وليان و وکيل تسخيری وی که اتهام محاربه و افساد في‌الارض را رد کردند، به طور غيرمستقيم از ايراد اين اتهام به اين فعال دانشجويی دانشگاه دامغان عقب‌نشينی کرد و گفت: «در باب محاربه اختلاف نظر زيادی وجود دارد كه اين موضوع جای بررسی دارد و تصميم با رياست دادگاه است».

همچنين گفتنی است در اين دادگاه در مورد بيانيه‌های انجمن اسلامی دانشگاه دامغان و دفتر تحکيم وحدت و همچنين برگزاری مناظره انتخاباتی بين مصطفی تاج‌زاده و اسماعيل گرامی مقدم به وی اتهاماتی وارد شد. وليان در جريان دادگاه فقط پذيرفت که در تظاهرات برای دفاع از خود و به دليل عصبانی ناشی از اقدامات وحشيانه نيروهای نظامی و لباس شخصی در سه مرحله سنگ پرتاب کرده است، اما اين سنگ‌ها به کسی آسيب نزده است و از دادگاه خواست که بررسی کنند که چرا احساسات و نارضايتی او به اين شکل بروز کرده است.

او همچنين اعلام کرد که در راهپيمايي‌ها شعار "مرگ بر ديکتاتور" سر داده است. محمدامين وليان از روز بازداشتش تاکنون هيچ‌گونه ملاقاتی با خانواده و امکان انتخاب وکيل تعيينی و ملاقات با وی نداشته است و مستقيما از سلول انفرادی در بازداشتگاه‌های نامعلوم اطلاعات سپاه به دادگاه منتقل شده است. چندی پيش ارون رودز - سخنگوی کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران - در مورد محاکمه وليان گفت: «قوه قضائيه با يک چنين محکوميت کاملا بي‌ربطي، زندگی و حيات سرشار از اميد و آينده اين جوان دانشجو را بي‌ارزش کرده است». ارون تاکيد کرد: «حتی مهم‌تر از آن اين است که اين محاکمه معيارهای نظام قضايی در ايران را به خواری کشاند.

کدام محاربه؟

نظام قضايی در ايران بايد مثل هر نظام قضايی ديگری از زندگی و حيات انسان‌ها حفاظت کند نه اين‌که آن را به حراج بگذارد». عبدالفتاح سلطاني، وکيل برجسته حقوق بشر در تهران درباره شرايط اصلی ورود اتهام محاربه به يک فرد به کمپين بين‌المللی حقوق بشر گفت که شرط محاربه اين است که فرد متهم بايد حتما درگير فعاليت مسلحانه باشد و کار مسلحانه انجام داده باشد. آقای سلطانی چنين توضيح داد که "در همه کتب فقهی اين مطلب تصريح شده است. در مواد 86 و 89 قانون مجازات اسلامی ايران هم چند شرط برای آن گذاشته شده است از جمله اين شروط تصريح شده آن است که گروهی تشکيل شده باشد که کار آن مبارزه مسلحانه باشد - يعنی خط مشی آن مسلحانه باشد- و در نهايت اگر کسی عضو اين گروه مسلح يا هوادار آن باشد و اگر اقدام موثری در راستای اهداف آن گروه مسلح کند، به او محاربه مي‌گويند. يعنی خودش حتما اقدام مسلحانه بايد کرده باشد يا بايد هوادار و يا عضو يک گروه مسلح باشد و در جهت آن گروه مسلح، حتما اقدامات موثری انجام داده باشد.

اگر اين شروط محقق نشود، محاربه معنا ندارد." آقای سلطانی در باره اين‌که آيا پرتاب سنگ در خيابان مي‌تواند اتهام و حکم محاربه را به خود بگيرد، گفت: "قطعا نه. اگر فرد دستگير شده هوادار و يا عضو يک گروه مسلح باشد يا در راستای آن گروه مسلح اين کارها را بکند، مي‌توانند در قالب محارب با او برخورد کنند. اگر يک فرد عادی باشد که به هر دليل از جمله اين‌که عصبانی شده يا تندروی کرده باشد و در حد اين‌که شيشه شکانده باشد و يا تخريب کرده باشد و کسی را زخمی کرده باشد، مي‌توان با او برخورد قانونی کرد، اما عمل او حکم محاربه ندارد". کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران از رئيس قوه قضائيه درخواست کرده بود که در اين مورد مداخله و وليان را آزاد کند. همچنين اين کمپين توصيه کرده بود که فورا گروهی مرکب از متخصصين مستقل حقوقی اين پرونده را مورد بررسی قرار دهند؛ اما متاسفانه با تاييد حکم اعدام وی به نظر مي‌رسد که اين درخواست‌ها اجرا نشده است.

ندای سبز آزادی اميدوار است با همراهی همراهان جنبش سبز با دهمين طرح هم‌صدايی سبز و اقدامات مسالمت‌آميز و قانونی سبزها در اعتراض به صدور اين حکم و شنيده شدن اين درخواست‌ها توسط مقامات عالی قضايی اين حکم غيرعادلانه، غيراسلامی و غيرقانونی تغيير کند و جان اين جوان اخلاقی و پايبند به قانون حفظ شود. در صورت تحقق چنين هدف انسان‌دوستانه،‌ اخلاقی و خداپسندانه‌اي، يکايک ايرانيانی که ما را در اجرای اين طرح همراهی کرده‌اند در نجات جان محمدامين وليان که هر لحظه امکان اجرای حکم اعدامش وجود دارد شريک‌ خواهند بود

ماخذ: http://www.roshangari.net/as/sitedata/20100302170206/20100302170206.html

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 2:55  توسط بیتا سالک  | 
 


در صورتی که ضعفمان را منکر شویم، بخواهیم همیشه نیرومند و قوی باشیم، بخشی از وجودمان را منکر می شویم، و در توهم زندگی می کنیم. انسان بودن یعنی پذیرفتن آنچه هستیم، همان آمیزه ی ضعف و قدرت. انسان بودن یعنی پذیرفتن دیگران و عشق ورزیدن به آنها، همانگونه که هستند. انسان بودن یعنی پیوند داشتن به یکدیگر با کمبودها و قوت هایمان، زیرا ما به یکدیگر نیازمندیم. ضعف تصدیق شده، پذیرفته شده و ارائه شده در قلب وابستگی قرار دارد. پس در قلب پیوند با دیگری است.

                                                                                                                      Jean Vanier 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 0:57  توسط بیتا سالک  | 
 

سلام بر شما، تمامی سران رژیم جمهوری اسلامی
عدم صلاحیت شما، در جایگاهی که در آن قرار دارید و عدم تواناییتان در اداره ی کنترل کشورمان ایران و عدم جوابگوییتان در راستای حق و عدالت و آزادی، به ملت ایران، همه و همه گویای جهنمی است که خواسته یا ناخواسته برای ملت ایران به ارمغان آورده اید.
برای احترام به کرامت انسانی خودتان، قبل از آنکه تمامی هستی خود را از دست بدهید، جایگاه کاذبتان را ترک گفته و آنرا در اختیار افرادی قرار دهید که شایستگی آن مسوءلیت پذیری را دارا هستند.
هیچکس دشمن ما نیست و خداوند جز فرشتگان را بسوی ما نفرستاده است. بزرگترین دشمن هر کس، خودش است. بر این دشمن درونی و دروغین، که تک نگر است و آکنده از خیالبافی های دروغین، جاه طلبی است، غالب شوید و به انسانیت خویش و دیگران، که جملگی مخلوقات خداوند یکتا می باشیم، احترام بگذارید.

مسلم بدانید که این بزرگترین نشانه برای یک جامعه ی مترقی و پیشرفته است.
با جوانان کشورمان ایران همگام باشیم، زیرا موفقیت و پیروزی و سربلندی از آن، آنان است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 15:20  توسط بیتا سالک  | 
 

خداوندا ، تو را سپاس می گوییم که صدای ما را شنیدی و می دانم که همیشه صدای ما را می شنوی. پیروزی ملت آزاده ایران انجام می شود. اکنون نتایج کامل نهایی تجلی می یابند. آمین
 
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 12:3  توسط بیتا سالک  | 
 

12بهمن :پيام شيرين عبادی خطاب به مردم ايران و مسئولان جمهوری اسلامی

کميته گزارشگران حقوق بشر

ملت سربلند و عزيز ايران
بی شک ايران روزهای سخت و سرنوشت سازی را می گذراند و از همين روی هر اظهار نظر، بيانيه ، تصميم و اقدامی از سوی همگان چه آنها که در حکومت هستند و چه آنان که مورد خشم حکومت واقع شده اند وچه از سوی هر انسان وطن پرست و آزاده ای که دل در گرو ميهن عزيزمان دارد، مهم و مسئوليت آور است.

آنچه در روز عاشورا شاهد آن بوديم ، آزار دهنده و تکان دهنده تر از آن است که بتوان توصيف کرد.

خون جوانان برومند اين سرزمين يکبار ديگر سنگ فرش خيابان ها را سرخ و گلگون کرد، يکی از ما ايرانيان زير چرخ های ماشين ندای آزادی خواهی سر داد و ديگری در عزای حسين ، سالار عدالت جويی از بالای پل به زمين افکنده شد و آن ديگری ترورشد. و باز صدای ناله و شيون از سينه های سوخته برخاست . به راستی بای ذنب قتلت.

ايرانيان همواره از جنگ و خشونت بيزار بوده اند. آزاديخواهان ايران که همواره خواهان برقراری صلح در سراسر جهان بوده اند، اکنون ناباورانه خشونت و آتش را در خانه خويش و در بين برادران و خواهرانشان می بينند. مگر نه آنکه راننده ماشين وافراد تروريست و مامورين مسلحی که جان هموطنان خود را گرفتند، ايرانی بودند؟ متاسفانه برادران و خواهران هموطن ما طی ماههای اخير نه به دست اجنبی بلکه به دست برادران هموطن خود جان باختند.

خواهران و برادران هموطن

چه روزهای سختی را پشت سر گذاشتيم . زمانی صدام جنگ عليه ايران را آغاز کرد و صدها هزار ايرانی را به خاک و خون کشيد و ميليون ها مادر ايرانی را به سوگ نشاند، اما سخت تر از آن کشته شدن جوانان سرزمينمان توسط اقليتی از هموطنانمان است و بی شک ملت ايران ناباورانه اين خشونت و آتش جنگ را به نظاره نشسته اند.

برای ما ايرانيان تحمل ناپذير بود که ببينيم جوان فلسطينی که هموطن خود را غرق در خون ميديد سنگی را به نشان نفرت به سوی دشمن پرتاب کند، اما چه مرگ آور است ببينيم جوانان ايرانی از به خون غلطيدن ياران معترض و مسالمت جوی خود سنگ در مشت گره کنند.

بی شک همگان ميدانند که از انتخابات تا کنون اعتراض ملت ايران ، اعتراضی مسالمت آميز، مدنی و قانونی بوده که به هيچ ترتيبی نمی توان آن را وارونه جلوه داد و آنچه دامنه اعتراضات مردم را گسترده و مردم را مصمم تر نموده ، اقدامات يک سويه و به دور از عدالت و انصاف برخی مسولان حکومت بوده است. تداوم بازداشتهای گسترده مردم، موج محروميت از تحصيل و اخراج جوانان دانشجو، افزايش اخراج فعالان اجتماعي، توقيف بی رويه و غير قانونی مطبوعات، تحديد روز افزون آزادی بيان، حذف جريانات سياسی � فرهنگی � اجتماعي، برخورد غير قانونی با نهادهای مدني، به کار گيری خشونت ، ضرب و شتم، کشتار، هتاکی و به کار گيری الفاظ رکيک و شرم آور با شرکت کنندگان در راهبيمايی حتی با مادران عزادار، کشته شدن جوانان در زندان های غير قانونی و عدم مجازات عاملان و آمران اين جنايت ها، يکسويه نگری صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، فشار بر رهروان جنبش سبز و مردمی و ساير فعالان سياسی- اجتماعی � فرهنگی � هنری � مطبوعاتی � دانشجويی- زنان- اقليت های مذهبی و قومی و... از جمله اقداماتی است که موجب گسترش نارضايتی در بين مردم شده و البته به فشارهای اقتصادی و معيشتی مردم مزيد گشته است.

پرسش اين است که آيا در مقابل نارضايتی ملت ايران که صبورانه و کاملا مدنی و مسالمت آميز اعلام نارضايتی می کنند، می بايست تفنگ و گلوله در دست گرفت و از تريبون های حکومت معترضان را تهديد و تحريک نمود؟ و آيا به کار گيری چنين شيوه ای از ۲۵ خرداد تا روز عاشورای خونين نتيجه و ثمری داده است که برخی همچنان بر طبل خشونت می کوبند؟

برخی از بزرگان چه از سوی نظام و چه معترضان ، منتقدان و مخالفان راههای منطقی و مسالمت آميز با ملت را پيش روی حکومت قرار داده اند تا بحران ويرانگر کنونی را خاتمه دهند، اما متاسفانه گويی صدای صلح طلبان و مسالمت جويان در هيا هوی بوق و کرنای جنگ طلبان و خشونت خواهان شنيده نمی شود. تداوم اين سياست آنچه شده است که نبايد می شد. يعنی برادر کشی ايرانيان. و اين امر اگر نگوييم ناشی از خشونت طلبی و مردم ستيزی عده قليلی از حاکمان قطعا از بی تدبيری ، بی کفايتی و بی لياقتی برخی از ايشان است که ترديد های جدی در افکار عمومی ايجاد کرده است ودر آينده نه چندان دور تاريخ اين ترديد ها را روشن خواهد ساخت.

هموطنان عزيز

همه ما ايرانيان مسئوليت بسيار سنگينی بر دوش داريم. بياييد همگان با هم هم قسم شويم که هر کس در هر جايگاهی که نقش ايفا ميکند، در راستای خشونت زدايی و صلح طلبی گام بردارد.

ما ملتی صلح طلب هستيم که اکنون می بايست نارضايتي، انتقاد ، مخالفت و اعتراض را با راهکار های مدنی و با پرهيز کامل از هر گونه خشونتی بی گيريم و در دام گسترده شده خشونت خواهان گرفتار نشويم.

بايد باور داشته باشيم که مطالبات ملت حق است و ملت ايران برای به دست آوردن حق خود نيازی به استفاده از اهرمهای خشونت آميز ندارند و تنها کسانی دست به خشونت و عمليات کور کورانه ميزنند که خود می دانند ناحق هستند.

جوانان آگاه وطنم

بايد ممارست و مقاومت کرد و حتی در مقابل توپ و تانگ و گلوله ، سنگ هم در دست نگرفت.راه رسيدن به عدالت و آزادی و دموکراسی و حقوق بشر راه گل گون می طلبد نه راه پرخون. از همين روی کانون مدافعان حقوق بشر با ايمان به خواسته های مدنی و به حق ملت ايران اعلام ميدارد : ما مدافعان حقوق بشر مخالف تداوم هر گونه خشونت در جامعه ايران و خواهان مقابله همگانی وملی در برابر خشونت هستيم و مصرانه توقف خشونت را می خواهيم.

بنا بر اين در پيشگاه ملت سرافراز ايران و در اين بيانيه ميخواهيم:

نمايندگان و مسوولان محترم نظام جمهوری اسلامی ايران

بی شک جايگاه و نقش مسوولان در شکل گيری فردای ايران ترديد ناپذير است. آنچه از شما به عنوان حاکمان انتظار می رود تامين حقوق اساسی ملت ايران و رعايت عدالت است. اکنون نه تنها ملت ايران بلکه بسياری در سراسر جهان چشم به کردار و گفتار شما دارند تا فردا به قضاوت بنشينند. اصلاح سياست های نادرست گذشته و حال و تمکين به اراده و خواست ملت از جمله وظايف قانونی شماست که اولين آن توقف خشونت عليه ملت است و در صورت تداوم سياست های خشونت آميز درمقابله با هموطنان خود و افکار عمومی بين المللی قرار خواهيد گرفت.

برادران سپاه پاسداران و بسيج

در چنين شرايطی با شما سخن گفتن بسيار دشوار است. آنچه اين روزهای سخت شاهد بوديم، دليل اين دشواری است. ملت ايران نيک به خاطر دارند که بسياری از برادران سپاه و بسيج مدافع حقوق ملت در برابر زياده خواهی و تهاجم دشمنان اين سرزمين بودند. اما اکنون ناباورانه و چه سخت و سوگوارانه شاهدند که عده قليلی از آن نيروی مردمی ، آتش و تير به روی ملت و هموطنان خود می گشايند و با شليک هر گلوله ای جمعی از هموطنانشان را به عزا می نشانند.

ما مدافعان حقوق بشر از شما برادران سپاهی و بسيجی مردمی ميخواهيم که برادران و خواهران خود را که سوگند به پاسداری آنها خورده ايد، بی گناه و بی دفاع به خاک نيفکنيد و مادران خود را رخت ماتم نپوشانيد و بر سر مزار شهدايی ديگر ننشانيد.

در خاتمه

کانون مدافعان حقوق بشر با تاکيد بر امر خشونت زدايی از عرصه اجتماعی ايران اعلام می کند هر اقدامی از سوی هر گروهی می بايست در راستای تامين و نهادينه کردن موازين جهانی حقوق بشردر کشور ايران باشد، چرا که در غير اين صورت ناکارآمد و غير قابل قبول در بيشگاه ملت ايران خواهد بود.

شيرين عبادی

رييس کانون مدافعان حقوق بشر


ماخذ: سایت روشنگری

و اما نظر من به این بیانیه:

بیانیه خانم عبادی کارساز است اما نه در این شرایط و اوضاع که همه ما می دانیم و می بینیم که ملت ایران و در کل بشریت با چه جنایتکاران و ظالمینی طرف است. بعنوان یک زن ایرانی آزاده پیامم را بگوش جان هموطنان عزیزم می رسانم که در این شرایط چاره ای جز جنگ متقابل نیست. گاه جنگ با ناحق و ظلم و خرافات یگانه راه ممکن است.
کار این رژیم ضد انسانی از اصلاحات گذشته، ریشه پوسیده و سستش را وقت کندن است.
با ایمان به چنین روزی که بسویش در حرکتیم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 1:6  توسط بیتا سالک  | 
 

 

اکنون عشق الهی کار کامل و بی نقصش را در ملت ایران و درون ملت ایران
 
انجام می دهد. آمین
 
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه دهم بهمن 1388ساعت 23:35  توسط بیتا سالک  | 
 

 

زندگی، یا ماجراجویی جسورانه ای است یا هیچ. رخ به تغییر داشتن و در حضور سرنوشت

چون جان های آزاده عمل کردن، نیرویی است شکست ناپذیر.

                                                                                 هلن کلر

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 5:55  توسط بیتا سالک  | 
 

  شاید شما و با اطلاع رسانی هر یک از ما بتوانیم گره موجود در زندگی  یکی از همنوعانمان را بگشاییم.

 

همیاری برای مونا زارعی - کلیک نمایید.

 

 به محض مواجه شدن با مساله و درخواستی ( با خواندن، دیدن و یا شنیدن ) تکلیف و امتحانی از طرف هستی برایمان و به قدر ظرفیت و وسعمان شکل می گیرد.

 وظیفه مان را در قبال این چنین فرصتهای محدودی به نحوی عملی و بدون هیچ چشمداشتی به انجام رسانیم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 3:23  توسط بیتا سالک 
 

ایران من ایران من ای میهن پر افتخارم
در خاک تو روییده شد هرزه علف، خار جنایت
ویران نمودند هستی ات زیبا تبارم
باد مصیبت آمدست از هر طرف، فقر و فلاکت
نوشاندنت خون ندا، آتش زدن جان عزیزم
ایران من ایران من خاک اهورا
سبزیت شادابیت معجز دلها
دست در دست هم بیدار و هوشیار
از ریشه کنیم، علف بد را
یکصدا با هم، بی صدا کنیم
نعره ی زشت، هر بی هنر را
ما همه با هم، زنده و محکم
بیرون می کنیم، خفت شب را
ایران من ایران من نور جهانی
سرشار از آزادهگی، سبز و ایمانی

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم دی 1388ساعت 4:15  توسط بیتا سالک  | 
 


دانش آموزان ممتازی گشته ایم برای حکومت نااهلان و یزیدیان، از نشانه ها درمی یابیم طوفان حوادثی چون سونامی از راه خواهد رسید. بالماسکه حضوراداری، آموزشی و نظامی و نیز اجباری مسخ شدگان قدرت و وابستگان حکومت و ناچاران به اطاعت از مافوق را که حتما مشاهده نمودید، وقتی تصویر رهبر
متزلزل و نه چندان محبوب ملت، لگدمال خروش سبزها شد، و مایه گذاشتن ازمحبوبیت رهبر فقید کشور نیز کمکی به ترمیم این بنیان های سست ننمود،ناجوانمردان این بار از عزیزترین اسوه های دینی و شریف ترین فرزندان پیامبر گرامی اسلام مایه گذاشتند تا کراهت چهره های پلیدشان را در پس وهن
به مقدسات، جلوه و جمال تازه ای بخشند؛ لذا از مردمی که بینش شان متحجرمانده و تفکرشان نیز مهجور از کنه واقعیت های وقوع یافته، موذیانه بهره جستند تا  پاسدار تمثال های فرو غلطیده بر خاک ضحاکی گردند که شیفتگی قدرت و پیشوایی اش، حکم می راند بر، به خاک غلطاندن غریو خروشان نسلی که دیگر ساده نمی توان فریبش داد. نسل شجاع برخاسته از فرو خوردن بیش از سی سال تحقیر و سرکوب، تهدید و تجاوز، تزویر و تقلب، سرقت و ارعاب، کینه و عناد، ریاکاری و مردم فریبی، قانون گریزی و قاعده شکنی... نسلی که چون پیشوایش آن مرد سبز نینوا، آموخته که در راه حق و هدف با وضو پای درمیدانی نابرابر نهد و جان شیرین را بی پروا به مسلخ برد. نسلی که بی دریافت مزد و مواجب، هزینه ای به سنگینی تمام زندگی اش می پردازد. نسل برخاسته از زنان و مردانی که سی سال این استخون در گلو و این خار در چشم را با متانت تحمل نمود و آن روز که قانون شکنان بار دیگر بیرحمانه، قاعده بازی را نادیده گرفتند به جنبش افتاد و سبز گردید و رشد نمود و امروز نمی توان با لشکرکشی خیابانی مانع از بلوغ دمکراتیک این مردمان زیر تیغ ظلم زیسته، گردید. نمی توان در پس مانور قدرت، رهبری خرد و خفیف شده توسط مردمش را عظمتی دیگر بار داد و به بهانه باور ولایت مندی انسان های فریب خورده، بزرگان این دیار را مزورانه به بند کشید. این مردم به امر رهبران سبزشان جان برکف نگرفتند که امروز با دستگیری شان پا پس نهند. مادران این نسل از کودکی در گوش شان داستان مردی از تبار نیکوترین آفریده های مزدای بی همتا را نجوا نموده اند که بیعت با یزید زمان را برنتافت تا نامش با حریت و آزادگی تا مانایی این دنیا، ممزوج گردد.

نویسنده از تبار: سبکبالان بی پروا

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم دی 1388ساعت 21:57  توسط بیتا سالک  | 
 

با هزاران درود و سلام
خوشا بحال آنانکه با کوچشان، تولدی با شکوه را در آسمان جشن می گیرند. سلام باد بر روح بزرگوار آیت خداوند شادروان منتظری پدر معنوی جنبش سبز ما.
ایشان با کردار نیکشان نشانه ای زیبا از حضور خداوند بر زمین هستند. او همیشه زنده است.
گر به خود آیی ... به خدایی رسی

و یلدا شب نور و مهر چه معجزانه و بی نظیر، با آتش بازی آسمانی انسانهای فرشته صفت، در جشن  ادامه ی زندگی با شکوه آقای منتظری، طنازی و جلوه نمایی می کند.
یلدای ظفرمند......، حاصل از سرخی گلهای سرخ پرپر ما آزادهگان ایرانزمین و لبخند غرورمان به ارزشمندی سبز از صبرمان، بر شما یار نازنین غایب از نظر سبکبال بی پروا، بر ایرانیان و دنیا مبارک و پیروز باد

 خــــداونــدا شکرت.....

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 5:33  توسط بیتا سالک  | 


 

خبرگزاری اميرکبير

دانشجويان سبز دانشگاه هاى ايران با صدور بيانيه اى برنامه برگزارى مراسم 16 آذر را اعلام كردند. در اين بيانيه 6 دانشگاه به عنوان محل برگزارى مراسم 16 آذر معرفى شده و از مردم خواسته شده تا در اين دانشگاه ها به دانشجويان بپيوندند.

به گزارش خبرنامه اميركبير متن اين بيانيه بدين شرح است:

در راستاى تمركز زدايى از نيروهاى مزدور و سركوبگر و جلوگيرى از تجميع نيروهاى مدافع ديكتاتوري،‌اين بار بر خلاف سنت ديرين روزهاى 16 آذر كه حضور دانشجويان و اساتيد در مقابل دانشكده فنى دانشگاه تهران بود،‌امسال قرار برگزارى مراسم بزرگداشت روز دانشجو در چند دانشگاه شهر تهران گزارده شد.

به همين منظور دانشگاه هاى تهران، صنعتى شريف، صنعتى اميركبير، آزاد واحد پونك،‌ علامه طباطبايى (دانشكده علوم اجتماعى) و دانشگاه خواجه نصير (دانشكده برق) به عنوان دانشگاه هاى محل برگزارى مراسم 16 آذر معرفى مى گردند. مراسم دانشجويى در داخل اين دانشگاه ها از حوالى ظهر آغاز مى شود و به منظور حضور حداكثرى حاميان جنبش سبز ملت ايران اعم از كارمندان،‌زنان خانه دار، دانش آموزان و ... دانشگاه هاى ذكر شده ار ساعت 3 بعد از ظهر به بعد ميزبان مردم عزيز مى باشند و اين بار دانشگاه يكصدا و همگام با مردم به وقوع كودتا اعتراض خواهد كرد.

شايان ذكر است در روز دانشجو نه تنها دانشگاه هاى ذكر شده در شهر تهران بلكه كليه دانشگاه هاى كشور و دانشجويان آزادى خواه اين دانشگاه ها آمادگى خود را براى ميزبانى از رادمردانى چون مهندس موسوي، محمد خاتمى و مهدى كروبى شيخ شجاع اصلاحات اعلام مى دارند.

و سخنى با هم ميهنان عزيز ساكن شهرهاى بجز تهران

با مراجعه به تاريخ استبداد ستيزى ملت ايران،‌وضعيت فعلى مبارزات ضد استبدادى مردم شهر تهران را چه بسيار شبيه مبارزات و مقاومت هاى مشروطه خواهانه مردم تبريز در زمان استبداد صغير مى يابيم. زمانى كه آزاد مردانى چون ستارخان سردار ملى و باقر خان سالار ملى در جريان محاصره مردم تبريز توسط نيروهاى ضد مشروطه،‌ آرزوى سر بر آوردن اعتراضات ضد استبدادى از شهرى بجز تبريز را داشتند تا با آشفته شدن اوضاع سراسرايران،‌ از شدت محاصره و فشار نا جوانمردانه و طاقت فرساى آزادى خواهان تبريز كاسته شود. آرى امروز مردم تهران تحت شديد ترين فشارهاى نيروهاى ضد مردمى و حامى استبدادند و نيازمند يارى و مساعدت تمام آزادى خواهان ايران براى رسيدن به ايرانى شايسته نام ايرانى.

پدران،‌مادران، خواهران و برادران ايرانى!

راستى كه امروز جنبش ضد استبدادى ملت ايران چه مطالباتى مشابه جنبش هاى پدران و مادران آزادى خواهمان در دوره هاى تاريخى معاصر نظير مشروطيت و انقلاب 57 دارد. مشاهده پيروزى ها و شكست هاى تاريخى ملت ايران (نظير سركوب دولت مردمى دكتر مصدق) ما را با اين واقعيت آشنا مى كند كه در صورت اتحاد،‌هيچ نيرويى را ياراى مقاومت در مقابل ما نيست و در نهايت ما پيروز خواهيم شد. در عين حال در صورت عدم اتحاد،‌ تفرقه،‌ تكروى و بروز ساير آفات جنبش هاى اجتماعى سرنوشتى جز شكست نخواهيم داشت.

لذا بدين وسيله بار ديگر و در نهايت احترام، براى ايران و ايرانيان از تمام ملت دعوت مى كنيم كه همراه و همگام با هم در مراسم 16 آذر شركت نمايند.

نشانى دانشگاه هاى محل برگزارى مراسم:

دانشگاه تهران:‌ خيابان انقلاب، بين خيابان 16 آذر و قدس، درب اصلى دانشگاه تهران

دانشگاه صنعتى شريف: خيابان آزادي،‌ دانشگاه صنعتى شريف

دانشگاه صنعتى اميركبير: خيابان ولى عصر، بالاتر از چهار راه ولى عصر، درب وليعصر دانشگاه صنعتى اميركبير

دانشگاه آزاد پونك (علوم تحقيقات): ميدان پونک،انتهای بزرگراه اشرفی اصفهانی

دانشگاه علامه (دانشكده علوم اجتماعى): خيابان شريعتي، تقاطع اتوبان همت

دانشگاه خواجه نصير (دانشكده برق): خيابان شريعتي،‌زير پل سيد خندان

دانشجويان سبز دانشگاه هاى ايران
 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم آذر 1388ساعت 3:57  توسط بیتا سالک  | 

ترس و بزدلی پشت اعدام جوانان کرد
سوسن آرام


http://www.roshangari.net/
در حاليکه خشم و نفرت عمومی از خبر اعدام جنايتکارانه و بزدلانه احسان فتاحيان هنوز در اوج خويش است، اخبار حاکی از تصميم رژيم به اجرای احکام اعدام ساير جوانان کرد در رسانه ها پخش شده است. رژيم بر اين گمان است که با اقدامات وحشيانه و اعدام های جنايتکارانه ميتواند مردم را بترساند، اما اين توحش لجام گسيخته ديگر هيچ ترديدی باقی نمی گذارد که رژيم تا مغز استخوان ترسيده و از جان خود بيمناک است و حيات خود را به مويی آويزان می بيند.

رژيمی که سر يک انقلاب را خورد و مثل اژدهای هفت سر به تخت قدرت چسبيد و هرمصيبت عظمايی برای مردم حتی جنگ عراق و احتمال حمله آمريکا يا اسرائيل به ايران را برای خود نعمت به شمار آورد تا مبادا مردم انقلابی حق خود، حاکميت بر سرنوشت خود را از او بخواهند و بازپس بگيرند، نشانه های انقلاب عليه يک قدرت فاسد مستبد را خوب می شناسد. به همين جهت با مشاهده نخستين نشانه های آن در جنبش با شکوه مردم در روز های قدس و 13 آبان قالب تهی کرده است. همين است علت اعدام جنايتکارانه احسان فتاحيان و احکام اعدام ديگر زندانيان بی گناه.

به دليل همين وحشت است که به اعدام زندانيانی روی آورده است که در سياه چال های آن اسيرند و حتی حکم قبلی آنها را عليرغم قوانين خود تغيير ميدهد تا با خوردن سر آنها مردم را در سراسر ايران بترساند. اين کاری است که رژيم در آن سابقه دارد، سابقه ای که تا به حال می کوشيد آن را پنهان کند. اما رژيم حالا ديگر بضاعت لاپوشانی جنايات خود و حفظ ظاهر را هم ندارد. لاريجانی رئيس جديد قوه قضائيه همين تازگی ها به همدستان خود در رژيم توصيه کرده بود با حفظ ظاهر تلاش کنند بهانه به دست خارج ندهند. خيال محال. می بينم و بايد تکرار و تاکيد کرد رژيم ديگر بضاعت لاپوشانی جنايات خود و حفظ ظاهر را هم ندارد و چاره را در اين ديده که تيغ را از رو ببندد.

رژيم شمشير را از رو بسته: برای جلوگيری از اعتراضات مردم در 16 آذر، در 22 بهمن، در روزهای بی شمار که خواهد آمد، آری مردم زمان دارند، تمام آينده در اختيار مردم و از آن مردم است. زمان برای رژيم تنگ است و نفس آن به شماره افتاده است.

بيهوده تلاش می کنند بترسانند، ما ميدانيم خود ترسيده اند، به همين جهت به آخرين تيرترکش خود متوسل شده اند: زور و سرکوب. سعی ميکنند سر اختلافات در بالا را به نوعی به هم بياورند- با نوعی طرح ,وحدت, يا ,شدت,- تا بتوانند پائين را بزنند.طرح وحدت هم از نظر صاحبان زور در رژيم موقتی است، جواد لاريجانی گفت در گفتگويی با فارس گفت برای نشان دادن شدت عليه ,نافرمان, های بالا ,نياز به زمان, هست. مساله اصلی شان خاموش کردن مردم است، آنوقت طرح وحدت به راحتی ميتواند به طرح شدت تبديل شود.

به گمان شان اين مردم همان مردم دهه 60 هستند و اميدوارند با سرکوب و اعدام بتوانند به غصب قدرت از مردم ادامه دهند. اما اشتباه می کنند. آن زمان بخش نه خيلی بزرگی از مردم بودند که ماهيت جنايتکارانه رژيم را می شناختند و چوب آگاهی خود و عمل برحسب اين آگاهی را با پرکردن زندان ها و خاوران ها خوردند. حالا اکثريت عظيم مردم ميدانند با چه رژيم جنايتکاری روبرو هستند و چوب اين رژيم به تن اکثريت مردم خورده است. آن زمان برای بخش عظيمی هنوز اميد يا توهم وجود داشت، يا لااقل هنوز کاسه صبرشان لبريز نشده بود. حالا اکثريت عظيم مردم از اين رژيم به جان آمده اند و سرنگونی آن را بی صبرانه انتظار می کشند.

همين است که جرات به اصطلاح ,سياست ورزی, را از رژيم گرفته است. اما رژيم بزدلی که فضای مانور، جرات، بضاعت، و شجاعت کوچک ترين اصلاح يا عقب نشينی را ندارد و دستش بطورکامل خالی است با توسل به آخرين تيرترکش خود و اعمال سرکوب های وحشيانه فقط مردم را در معرض خطرات و مصيبت های بزرگ قرار نمی دهد، آخرين مايه حيات خود را هم مصرف کرده و می سوزاند و گام های نهايی به سوی مرگ را بر ميدارد. رژيم با اقدامات جنايتکارانه خود راه حل نهايی را هم به مردم نشان ميدهد: عبور از ترس. رژيمی که نه به مردم نان ميدهد، نه به کارگر و معلم و پرستار حقوق، نه به بيمار دارو و بيمارستان، نه به دانش آموز و دانشجو وسايل آموزش شايسته، بنزين و برق و آب را گران ميکند، هوا را آلوده و جنگل ها را نابود و اقتصاد را ويران و طبيعی ترين حقوق زن و مردايرانی را لگدمال، و مظاهر وجودی اش تپانچه است و طناب دار و نيروی سرکوبگر و بخش عظيم درآمد نفت و امکانات دولتی را صرف گسيل نيروی نظامی و شبه نظامی و مفتش مذهبی به خيابان ودانشگاه و مدرسه و حتی فضای مجازی ميکند، علت وجودی اش را در افکار و انظار عمومی مردم از بين برده است و دليل سرنگونی اش را به دست مردم داده است. اين رژيم بايد برود. اعدام ها همين را ميگويند. اعدام ها برخلاف آنچه رژيم تصور ميکند و ميخواهد القاء کند وسيله ای برای ادامه موجوديت فراهم نمی آورند، دليلی برای سرنگونی آن به دست ميدهند.
و آزاديخواهان ايران اين وسيله را بايد به دست بگيرند و بر سر رژيم بکوبند.

يک نکته هست: رژيم ميخواهد القاء کند که با فشارهای داخلی و خارجی برای جلوگيری از اعدام ها عقب نشينی نمی کند يا حتی آن را جلو می اندازد. شايد اين سياست در شتاب برای اعدام جنايتکارانه احسان فتاحيان اثر داشت.
اما فريب اين القاء رژيم را نبايد خورد.
اولا، روشن است که رژيم اگر از افشاگری فارغ باشد، بيشتر و بدتر جنايت ميکند. اين رژيم با يا بدون افشاگری جنايت ميکند.

ثانيا، هرچه افشاگری گسترده تر باشد هزينه ای که رژيم بابت جنايات خود می پردازد بيشتر، زمين زير پای آن خالی تر، گسست های درون آن بيشتر و مرگ نهايی آن نزديک تر ميشود.

ثالثا، هدف عمده افشاگری صرفنظر از آنکه درجلوگيری از اعدام ها موثر باشد يا نه، برانگيختن وجدان همه ايرانيان بويژه در داخل کشور است. افشاگری از هرنوع باشد- تجمع، اعتراض، رسانه اي، محفلي، مراجعه به اشخاص، نهادهای و سازمان های مختلف در داخل يا خارج ايران، حتی گفتگوی تلفنی يا در صف نان و درون تاکسی سرانجام به گوش همه ايرانيان در داخل ايران ميرسد. بايد کاری کرد که مردم تهران و تبريز و بندرعباس درد اعدام احسان ها را همانطور احساس کنند که همشهری های احسان. بايد برای جلوگيری از اعدام های جوانان ديگر بقيه مردم ايران همانقدر بی تاب شوند که خانواده و دوستان و ياران اين جوانان و اين در صورتی ممکن است که اخبار قتل بيگناهان به وسيع ترين شکل و لحظه به لحظه به گوش مردم برسد و همراه آن ماهيت بزدلانه ی خشونت های رژيم و ترس و ناتوانی آن افشا شود.ايران اکنون در شرايطی نيست که مردم با شنيدن اخبار اين جنايات جا بزنند برعکس اينگونه اخبار نفرت تلمبار شده را دامن زده و بر عزم مردم در حمايت از اعتراضات می افزايد.

فراموش نکنيم رژيم و در راس رژيم خامنه ای بارها سياست خود برای بقای نظام را چنين تشريح کرده اند: بصيرت بر خطرات، آمادگی نظامی و امنيتی برای مقابله با خطرات، و وارد کردن ضربه های خشونت بار. اين يعنی رژيم از ترس خود آويزان شده است. هراعدام نشانه ای است از اين ترس. برای مردم اما عبور از ترس آغاز حياتی نوين و خبر آمدن آزادی است. جوانان ايران طی ماه های متوالی که از انتخابات رسوای رژيم گذشته است نشان داده اند با شجاعت مرز ترس را پشت سر ميگذارند. هراعدام را بايد بوسيله ای تبديل کرد برای برداشتن گام های بلندتر از ترس، قطع رشته حيات رژيم و رفتن به سوی آزادی.
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 3:31  توسط بیتا سالک  | 
 

 

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو

اى بغضِ گل انداخته، فريادِ خطر شو

اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش

اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو

اى حافظِ جانِ وطن، از خانه برون آى

از خانه برون چيست كه از خويش به در شو

گر شعله فرو ريزد، بشتاب و مينديش




ور تيغ فرو بارد، اى سينه سپر شو

خاكِ پدران است كه دستِ دگران است

هان اى پسرم، خانه نگهدارِ پدر شو

ديوارِ مصيبت كده ىِ حوصله بشكن

شرم آيدم از اين همه صبرِ تو، ظفر شو

تا خود جگرِ روبهكان را بدرانى

چون شير درين بيشه سراپاى،جگر شو

مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست

خود بر سرِ آن، تن به قضا داده، قدر شو

فرياد به فرياد بيفزاى، كه وقت است

در يك نفسِ تازه اثرهاست، اثر شو

ايرانىِ آزاده! جهان چشم به راه است

ايران ِكهن در خطر افتاده، خبر شو

مشتى خس و خارند، به يك شعله بسوزان

بر ظلمتِ اين شامِ سيه فام، سحر شو

فریدون مشیری

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 16:3  توسط بیتا سالک  | 

 

مناسبت های تاريخي، يكی از پی ديگری فرا می رسند. بعضی از آن ها، يادآور مبارزه ای بی ياد ماندنی از جانب مردمند و بعضی ديگر، نشانه و نمادی از فريبكاری سياسی يا دست آويزی خرافی از سوی حاكمان مستبدند. برای به صحنه آوردن جنبش مردم، جنبشی كه بازتاب اعتراض كارگران و زحمتكشان حق طلب، زنان آزاديخواه، جوانان و دانشجويان نوانديش و ديگر قشرهای ستمديده است، می توان و بايد از مناسبت های نوع اول استفاده كرد. سيزده آبان يكی از اين مناسبت هاست كه می تواند يادمان بخشی از تاريخ معاصر كشور را به تريبونی برای اعلام آمال و خواسته های اساسی و مشترك ميليون ها توده تحت ستم و استثمار تبديل كند.
سيزده آبان روز به خاک افتادن چند دانش آموز در سال پنجاه و هفت توسط رژيم سلطنتی است. در اين روز حدود هفتصد دانش آموز که بعد از تعطيلی مدارس در ساعت يازده صبح قصد داشتند در اطراف دانشگاه تهران به مبارزات دانشجويان بپيوندند به رگبار بسته شدند. چنين بود كه 13 آبان، در جريان انقلاب و از سوی مردم به پاخاسته، روز دانش آموز نام گرفت. حاصل خونفشانی دانش آموزان همانند ديگر فداكاری های عظيم مردم ايران در جريان انقلاب 57 به دست گروهی فريبكار و تشنه بهره كشی و غارت دزديده شد. رژيم مستبد سلطنتی فرو افتاد اما جايش را رژيم استبداد اسلامی گرفت. چرخ اقتصاد وابسته ايران همچنان به سود سرمايه داری بزرگ و انحصارگر بوروكرات ـ كمپرادور چرخيد. در سياست، يك نظام خشن دينی جای استبداد پوسيده سلطنتی را گرفت اما سلسله مراتب قدرت همان كه بود باقی ماند: يعنی اقليتی استثمارگر در راس جامعه نشست و جايگاه محكوم و محروم برای اكثريت اهالی حفظ شد. فرهنگ كهنه مسلط بر جامعه، دستخوش تغيير شد: به اين معنی كه وزنه سنت و مذهب در اين فرهنگ نسبت به جنبه بورژوايی ـ امپرياليستی آن سنگين تر شد.
طی 31 سال حيات جمهوری اسلامی بارها ديده ايم كه حاكمان دست به دزدی يا تحريف مناسبت های تاريخی و يا شعارها و نمادهای مبارزاتی مردم زده اند. 13 آبان نيز از اين دزدی در امان نماند. شايد تفاوت 13 آبان در آن باشد كه سال بعد در همين روز، واقعه مهم ديگری اتفاق افتاد. اين واقعه جديد كه مُهر جمهوری اسلامی را بر خود داشت، مفهوم مردمی سيزدهم آبان به مثابه روز دانش آموز را كنار زد و عنوان فريبكارانه “روز مبارزه با استكبار جهانی” را به آن چسباند. امروز ديگر برای بسياری در ايران و دنيا روشن شده كه سر كار آمدن رژيم اسلامی در پی سازش پنهانی ائتلاف گروهی مرتجع و ضدانقلابی با قدرت های بزرگ غرب انجام شد. آمريكا و اروپا به قدرت گرفتن ملاها رضايت دادند تا از راديكال شدن بيشتر جنبش توده های مردم، پايه گرفتن نيروهای كوچك اما موثر كمونيست و انقلابي، و ادامه بی ثباتی اوضاع ايران بكاهند. چرا كه ادامه آن وضع، كل منطقه خاورميانه را تحت تاثير قرار می داد، منافع درازمدتشان را به خطر می انداخت و می توانست به سود رقيب جهان آن روزشان يعنی بلوك امپرياليستی شوروی تمام شود.
اما آتش شور انقلابی مردم ايران با ايجاد رژيم اسلامی خاموش نشد. كارگران و زحمتكشان، زنان، مردم ملل تحت ستم، با خواست و توقع آزادی و رهايی و بهروزی هنوز در ميدان بودند و حق خود را می خواستند. جنبش ها و تشكل های مردمی به گرد اين خواسته ها سازمان و گسترش می يافت. اعتصاب ها و تحصن ها و مبارزات سياسی و در برخی مناطق مبارزات مسلحانه جريان داشت. رژيم اسلامی راهی جز سركوب خونين مردم و استفاده از حربه فريبكاری و جهل و تفرقه مذهبی نداشت.
از سوی ديگر، ماه عسل جمهوری اسلامی و آمريكا ـ اروپا هم نمی توانست زياد ادامه پيدا كند و نكرد. چرا كه آمريكا در پی اين بود كه رژيم نوبنياد اسلامی را آن طور كه منافع همه جانبه اش ايجاب می كند، شكل دهد. ترميم ساختار وابسته اقتصادی و سياسی و نظامی كه زير ضربات انقلاب مردم آسيب ديده بود بايد به سرعت و مطابق منافع منطقه ای آمريكا انجام می شد. نيازها و تدابير آمريكا، ائتلاف حكومتی جديد ايران را زير فشار قرار داده بود و آن را تغيير شكل می داد. بعضی نهادها و سياست هايش می بايد تضعيف می شدند، و بعضی ديگر بايد رو می آمدند و تقويت می شدند. رژيم اسلامی بايد شكل و شمايل يك دولت بورژوا دلال و تحت سلطه را به خود می گرفت.
زير اين فشار دوگانه از پايين و بالا بر جمهوری اسلامی بود كه سفارت آمريكا در روز 13 آبان 1358 به وسيله جمعی از حزب الهی های دانشگاه های كشور اشغال شد و كليه كاركنانش گروگان گرفته شدند. خمينی و همدستانش در راس جمهوری اسلامي، شركت در اين قمار مخاطره آميز را به جان خريدند تا سلطه سياسی و ايدئولوژيك خود بر جامعه را محكم كنند. آن ها شرايط جديد را وسيله فريب و بسيج توده ها و سركوب نيروهای مخالف و انقلابی و جنبش های حق طلبانه انقلابي، و كنار زدن رقيبانش درون دستگاه دولتی كردند. نتيجه نهايی اين قمار، پذيرش زبونانه مفاد قرارداد الجزاير از سوی رژيم اسلامی و آزاد كردن گروگان های آمريكايی بود. در عين حال، رژيم در عرصه داخلی از اشغال سفارت سود زيادی برد. مخالفان خود را نزد توده های ناآگاه، به عنوان مامور و مزدور آمريكا معرفی كرد. جنبش های انقلابی و اعتراضی كارگری و دهقاني، زنان و ملل ستمديده را ستون پنجم بيگانه جلوه داد. قدرت رقيبان ملی ـ مذهبی خمينی را در دستگاه حكومتی به طور جدی كاهش داد. به شكرانه همه اين ها و برای ادامه فريبكاری به اصطلاح “ضد امپرياليستی”، 13 آبان به يك مناسبت مهم در جمهوری اسلامی تبديل شد: به فرصتی برای سخنرانی های كليشه ای مقامات حكومتی عليه آمريكا و غرب، احتمالا كمی قبل يا بعد از اينكه امضايشان زير قراردادهای اسارت بار نفتی و گازي، تجاری و نظامی ـ امنيتی با اين يا آن قدرت امپرياليستی نقش ببندد! به ميدانی برای به صف كردن مشتی عربده كش خشك مغز و نشئه خرافات مذهبی در خيابان ها.
اما امسال بعد از سال ها قرار است كه 13 آبان متفاوتی برگزار شود. قرار است كه مردم، اين مناسبت ربوده شده و تحريف شده را دوباره از آن خود كنند. امسال 13 آبان بر متن خيزش توده های مردمی كه از استثمار و ستم 31 ساله رژيم اسلامی به حد انفجار رسيده اند برگزار می شود. 13 آبان می تواند و بايد فرصتی باشد برای تشديد مبارزه عليه حاكمان كودتاگر كه خون تازه نداها و سهراب ها و ترانه ها بر دستانشان می درخشد و داغ ننگ شكنجه و كشتار 31 ساله مردم را بر پيشانی دارند. 13 آبان روز اعلام انزجار عمومی از باند مذهبی ـ نظامی ـ امنيتی ِ كلان سرمايه داران ديكتاتور است. روز كسانی است كه جمهوری اسلامی را نمی خواهند، نه يك كلمه بيش نه يك كلمه كم! كسانی كه فريب جناح های مختلف رژيم استبداد مذهبی را نخورده اند و نخواهند خورد. كسانی كه می خواهند در صف اول مبارزه عليه نظام بيدادگر سرمايه داری و اربابان و حاميان امپرياليستش بايستند. كسانی كه چشم اميد به امامزاده موسوی و كروبی و ديگر چهره های “موج سبز” نبسته اند و نسبت به سابقه جنايت و غارت، سياست فلج كننده كنونی و اهداف ضد مردمی اين جناح از رژيم سراپا ارتجاعی آگاهند.
13 آبان امسال می تواند و می بايد ميدانی باشد برای اعلام افق ها و دورنماهای نوين و متفاوت از جنايت و نكبت و فريبكاری جمهوری اسلامی. ميدانی برای اعلام خواسته ها و شعارهای متفاوت و پيشرو كه آينده ای روشن و آزاد از ستم طبقاتی و جنسيتی و ملی و مذهبی را به ده ها ميليون زن و مرد نويد دهد. 13 آبان می تواند و می بايد صحنه ای باشد برای ابراز وجود كارگران و زنان و جوانان و روشنفكران آگاه و حق طلب؛ ابراز وجود كمونيسم و انقلابی انديشی و آزاديخواهی.

جمهوری اسلامی نميخوايم نمی خوايم!
دين از دولت جدا باد!
ما زن و مرد جنگيم! بجنگ تا بجنگيم!
اعتياد، گراني، تورم و بيكاری: جمهوری اسلامی!
كارگر، معلم، دانشجو: اتحاد! اتحاد!
حجاب اجباری: نشانه بردگی!
فقر، گراني، فساد: با حذف يارانه ها!
مرگ بر دشمن علم و خرد! مرگ بر دشمن نسل جوان! (با شعار مرگ بر ....شخصا" موافق نیستم)
كارخانه و خيابان، مدرسه و دانشگاه، نبرد تا پيروزی!
“جمعی از فعالين كارگری” (JAFK)
11 آبان 1388

 

ماخذ: روشنگری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 16:31  توسط بیتا سالک  | 
 

اي ايـــــــــران اي مـــــــــرز پـــــر گـــهـــر

اي خــــــاكــــت ســــــرچشمـــه ي هنــــــــر

دور از تــــــــــو انــــــــديشــــــه ي بــــــدان

پـــــــــــاينــــــــــــده مــانـــــي تـــو جــاودان

اي دشمـن ار تـــو سنــگ خـــاره اي من آهــنم

جـــان مــــن فـــــداي خــــاك پــــاي مـيـهنـــم

مهــــــــــر تـــــــــو چـــــــون شــد پيشــــه ام

دور از تـــــــــو نـــــيـســــــت انــــديشـــــه ام

در راه تـــــو كي ارزشـــي دارد ايــن جــان مـا

پـــايـــنـــده بــــــــاد خــــــــاك ايــــــران مـــا

سنــــــــگ كـــــوهــــــت در و گوهــر اســـت

خـــــاك دشتــــت بــــهـتــــــــر از زر اســــت

مــهــــــــــرت از دل كـــــــي بــــــرون كنـــم
بـــــــر گـــــــــــو بـــي مهــر تو چـــون كنــم؟

تــــا گردش جهان و دور آسمـــان به پـــاســـت

نـــــور ايـــــزدي هميشـــه رهنـمـــاي ماســت

مـهــــــــــــر تو چـــــــــون شـــد پيشــــــــه ام

دور از تـــــــــــو نـــــيــــــست انـــديشـــــه ام

در راه تــــــو كي ارزشي دارد ايــن جـــان مــا

پـــــــاينـــــــده بـــــــاد خــــــاك ايــــران مـــا

ايــــــران اي خــــــــرم بــــــهـــشـــت مــــــن

روشــــــــــن از تــــــــــو ســــر نــوشـت مــن

گــــــــــــر آتـــــــــش بـــــــارد بـــه پيكـــــرم

جـــــــــز مـهــــــــرت در دل نــــپـــــــــروم

از آب و خــاك و مهـــر تــو ، سرشتــه شـد گلــم

مــهر اگر بــــرون رود گلــــي مي شــود دلــــم

مـهــــــــــــر تو چـــــــــون شـــد پيشــــــــه ام

دور از تـــــــــو نـــــيـســــــت انــــديشـــــه ام

در راه تــــــو كي ارزشي دارد ايــن جـــان مــا

پـــايـــنـــده بــــــــاد خــــــــاك ايــــــران مـــا
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 22:11  توسط بیتا سالک  | 
 

 

 

۷ آبانماه سالروز تولد کورش کبیر بر ایرانیان آزاده و آزادگان جهان مبارک باد

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:31  توسط بیتا سالک  | 

 

موج آزادی

محمد مصطفايي، وکيل دادگستری و فعال حقوق بشر در ايران که وکالت بسياری از نوجوانان در معرض اعدام را بر عهده دارد، طی فراخوانی خواستار مساعدت‌های مالی مردم ايران برای جلوگيری از اعدام نوجوانان و پرداخت ديه به اوليای دم مقتولان گرديد. متن اين فراخوان که در وبلاگ شخصی اين وکيل منتشر شده به شرح زير است:

هرگز باور نمی کردم که بهنود شجاعی اعدام شود. چرا که اولياءدم مقتول در حضور تعدادی از هنرمندان، گذشت خود را اعلام کرده و در جلسه ای محرمانه اعلام نمودند که خواهان ديه هستند. چون خانواده بهنود فاقد بضاعت مالی بوده و توان پرداخت ديه را نداشتند چند نفر از هنرمندان مبادرت به افتتاح حسابی جهت جمع آوری ديه نمودند. پس از افتتاح حساب با فراخوانی عمومی به ذکر نام بهنود شجای پرداخته و در نشريات نيز متشر گرديد. اولياءدم با شنيدن اين موضوع و اعلام نام بهنود شجاعی ناراحت شده و از گذشت خود عدول کردند. هر چند عدول آنها قابل پذيرش نبود ولی دادخواهيمان به هيچ جا نرسيد و بهنود در تاريخ 19/7/1388 به پای چوبه دار رفته و اعدام شد.

در حال حاضر چندين نفر از موکلينم که در کمتر از 18 سال مرتکب جرم شده بودند در انتظار اجرای حکم قصاص نفس هستند آنان نياز شديد به جمع آوری مبلغی به عنوان ديه دارند که با پرداخت ديه می توان از اولياءدم رضايت گرفت. اما ذکر نام موکلينم به دليل ايجاد حساسيت برای خانواده اولياءدم ممکن نبوده و پس از جمع آوری ديه و اخذ رضايت اعلام خواهد شد.

به همين منظور و اينکه در راستای اخذ رضايت از اولياءدم، نياز به وجوهی به صورت نقد است تا بتوان در لحظه گذشت از قصاص به اولياءدم پرداخت نمود ناچار شدم حسابی به همين منظور افتتاح نمايم تا صرفا صندوقی باشد برای حمايت از کودکان و نجات جان افرادی که در کمتر از 18 سال مرتکب جرم شده اند. ناچار بودنم به اين علت است که هيچ انجمن يا نهادی که مورد اطمينانم باشد نيافتم.

وجوه اهدايی خود را به حساب سيبای بانک ملی ايران شعبه ميدان سيد جمال الدين اسدآبادی تحت شماره 0205327104006 واريز و به ديگر دوستانتان اعلام کنيد. اگر در خارج از کشور اقامت داريد می توانيد به صورت گروهی توسط يک شخص مورد اطمينان مبادرت به جمع آوری ديه کرده، و از طريق صرافيها به حساب فوق الذکر واريز کنيد.

در صورتی که مبلغی حدود دويست ميليون تومان جمع آوری شود می توان به زودی سه يا چهار نفر از نوجوانان را از مرگ نجات داد.

صميمانه از اطمينانی که به حقير می نماييد سپاسگذارم. بديهی است مبالغ جمع آوری شده و مبالغ پرداختی به اولياءدم مقتولين در آخر هر ماه محاسبه و در وبلاگ شخصی ام www.mohegh.blogfa.com منتشر و به نظر گراميتان خواهد رسيد.

با تشکر فراوان

محمد مصطفايی وکيل بسياری از نوجوانان در معرض اعدام
 
ماخذ: روشنگری
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:57  توسط بیتا سالک  | 
 

 

خاتمی:جريان تنگ‌نظر، خشونت گرا و يک سو نگر متحجر و متوهمی می خواهد همه آنهايی را که نمي‌پسندند از صحنه بيرون کند/ متن کامل سخنان خاتمی در www.roshangari.net

 

برای این حرفها دیر جنبیدید، دشمن نادان شما، دوستی شما را نشناخت یا به دلیل کسب قدرت بیشتر، نادیده گرفت. از آنرو امروز با واقع شدن واقعیت شما........ملت ایران بیدار گشته و با مخالفان نظام تان، هم صدا شده اند. اینبار نسل جوان می داند چه می کند. صدای اعتراض را می شنوید. گوشهایتان صدای انفجار مهیب را می شنود. چشم های نابینای شما می بیند. کور نمی مانید. بیداری ملت آریایی تبار......مرگ قصه  دروغ شما
ما قربانیان انقلاب و سازندگان لحظه های دورانیم. ما خالق فرداییم  و نظاره گر سقوط نظام. در آرامی حرکت سرنگونیتان، شتاب بیداری ما مردم ایرانی تبار، بعد از این همه سالهای همیشه شب، سرآمد صبح سحر را به پیشواز می رود.


آقای خامنه ای گفته بود زورگویان سرنگون می شوند. ایشان هم خالق فردای خویشتن خویش است.
آقای خاتمی در مقابل جنبش یاد شده از دیدگاه شما، این جنبش آرام و مخملی سبز یعنی استقامت تا بهار است که با اصل نظام مخالف است و به آن اعتراض دارد. این صدا، ندای مردم ایران است. ما این ندا را عاشقانه با شجاعت فریاد می زنیم و اعتراضات خود را تا محکومیت نابودی نظام ادامه می دهیم.
سلام بر ایران آریایی آزاد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 23:22  توسط بیتا سالک  | 

 

با توجه به صحبتهای احمدی نژاد در نیویورک، نیازمند یک حکومت جهانی هستیم. با یک دادگاه جهانی برای خاتمه دادن به منازعات (دادگاهی که احکام آن نباید مثل دادگاه های قبلی، نادیده گرفته شود) و یک نیروی استقرار صلح برای تضمین این که هیچ ملتی ـ صرفنظر از اینکه چه قدر قدرتمند و صاحب نفوذ باشد ـ نتواند ملت دیگری را مورد حمله و تهاجم قرار دهد. نیروی استقرار صلح ممکن است برای متوقف ساختن ملتی ناچار به زور شود. شکست در متوقف ساختن یک دیکتاتور او را قوی می سازد. گاهی یگانه راه برای متوقف ساختن جنگ، توسل به جنگ است. گاهی شما ناگزیر هستید کاری را که تمایل به انجام آن ندارید انجام دهید تا مطمئن شوید مجبور نخواهید بود به آن ادامه دهید.

این کاملا" آشکار است که در دنیای کنونی قدرت دیگر نمی تواند به طور نامتناسبی در دست ملت خاصی باشد، بلکه باید در اختیار همه ملتهای موجود در جهان باشد. فقط از این طریق دنیا می تواند در صلح باقی بماند و مطمئن باشد که هیچ حکومت استبدادی ـ صرفنظر از وسعت و قدرتی که دارد ـ نمی تواند و نخواهد توانست حدود و ثغور کشور دیگری را مورد تجاوز قرار داده یا آزادی آن را به خطر بیندازد.

دیگر لزومی ندارد که ملتهای کوچک، متکی به حسن نیت ملتهای بزرگ باشند برای کسب امنیت، منابع یا زمینهای حود را برای پایگاههای نظامی در اختیار آنها بگذارند. تحت سیستم جدید، امنیت کوچکترین ملتها تضمین خواهد شد نه از طریق بهره کشی ملتهای کوچک توسط ملل قدرتمند، بلکه از طریق پشتیبانی ملل قدرتمند از ضعیف.

اگر یک ملت مورد تجاوز یا تهدید قرار گیرد ۱۶۰ ملت دیگر قیام خواهند کرد. و همه۱۶۰ ملت خواهند گفت نه! 

البته کسانی در میان شما هستند که تصور می کنند برقراری یک حکومت جهانی، استقلال و بزرگی ملتهای منفرد را از بین می برد. ولی حقیقت این است که، بر عکس، افزایش می دهد ـ و این همان چیزی است که ملتهای بزرگ که استقلالشان از طریق قدرت طلبی تضمین شده، و نه با قانون یا عدالت از آن ترس دارند، چون در آن صورت تنها بزرگترین ملتها مقاصد خود را جلو نمی برند، بلکه به خواسته های همه ملتها، باید به طور مساوی، توجه شود. از طرفی ملتهای قدرتمند دیگر قادر نخواهند بود منابع کشورهای دیگر را یک جا بالا بکشند یا کنترل کنند، بلکه ناگزیر هستند همه منابع را به طور مساوی با آنها تقسیم کنند، آنها را در معرض استفاده سایر ملتها قرار دهند، و منافع حاصل از آن را به طور مساوی در اختیار همه مردم جهان قرار دهند.

یک حکومت جهانی، میدان تاخت و تازها را همتراز می کند ـ این خط مشی ضمن این که شأن و حرمت هر ملتی را تامین می کند، تکفیری است به ملتهای <<دارا>> که عقیده دارند  ملتهای <<ندار>> خودشان باید به دنبال <<خوشبختی>> بگردند ـ و از این حقیقت غافل هستند که این <<دارا>>ها هستند که هر چه ملتهای فقیر در کسب و جستجوی آن هستند، کنترل می کنند.

در این میان تکلیف ملت ایران با دولت احمدی نژاد روشن است که این دولت مسئولیت دارد به اعتراضات ملت، شنوا و در فراهم آوردن خواست ملت به هر قیمتی کوشا باشد.

 

 انا الحق

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 15:30  توسط بیتا سالک  | 

 

بنابه گزارشات رسيده، خانواده های دستگير شدگان 27 شهريور و ساير دستگير شدگان درمقابل دادگاه انقلاب و زندان اوين تجمع اعتراضی برپا کردند.آنها با خشم و فريادهای اعتراض آميز خود خواستار آزادی فوری عزيزان خود هستند و به قاضيهای ولی فقيه در دادگاه انقلاب هشدار ميدادند در صورت اعمال هرگونه شکنجه عليه عزيزانشان باعث اعتراضات گسترده آنها خواهد شد.
روز چهارشنبه 1 مهرماه حدود 130 نفر از خانواده بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار آزادى فورى عزيزان خود بودند و اعلام مى كردند به هيچ عنوان به حكومت اجازه نخواهند داد كه با بازداشتى هاى روز جمعه 27 شهريور مانند ديگر بازداشتى ها برخورد كند و با وارد كردن اتهامات بى اساس و پرونده سازى آنها را به ميز محاكمه بكشاند و با شدت اعلام مى كردند هر روز در مقابل دادگاه انقلاب و زندان اوين تجمع مى كنند تا هر چه زودتر عزيزانشان آزاد شوند.و واى به حال حكومت اگر سخنى از شكنجه و تجاوز و بدرفتارى با عزيزانشان بشنوند كه به هيچ عنوان سكوت نخواهند كرد و به اعتراضات خود شدت خواهند داد .ماموران جلوى درب دادگاه انقلاب با لحنى تند و غير انسانی خانواده ها را از ايستادن در مقابل درب ورودى منع مى كردند .
پس از شدت يافتن اعتراضات خانواده ها تعدادی از خودروهای نيروی انتظامی در مقابل دادگاه انقلاب مستقر شدند و اعتراضات خانواده ها را زير نظر داشتند.
وقتی که اعتراضات خانواده ها بالا گرفت، اسامى تعدادى از بازداشت شده هاى روز جمعه توسط دادگاه انقلاب و زندان اوين تاييد شد اما همچنان اسامى تعداد زيادی از بازداشتى ها و مكان نگهدارى آنها تاييد و مشخص نشده است و خانواده ها هر روز مسير دادگاه انقلاب و زندان اوين را با نگرانى از وضعيت عزيزانشان طى مى كنند..
همچنين همزمان در حدود 60 نفر از خانواده بازداشتى ها نيز در مقابل درب دژبانى زندان اوين تجمع كردند و خواهان آزادى فورى عزيزان خود بودند ولی ماموران زندان اوين به سمت آنها يورش بردند و با اعمال فشار،تهديد و حتى فحاشى خانواده ها را مجبور كردند در قسمت پايين زندان اوين بايستند تا در معرض ديد عابرين قرار نگيرند و با گذاشتن تعدادی مامور سرکوبگر نزديك خانواده ها آنها را تحت كنترل خود داشتند و مانع هر گونه حركتى اعتراضی از طرف خانواده ها مى شدند.

ليست جديدی از اسامی بازداشت شدگان 27 شهريور جهت ارسال به سازمانهای حقوق بشری و اطلاع عموم انتشار می يابد.
1- مريم فتحى 26 ساله ليسانس زبان در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
2- فاطمه مهرزاد 35 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
3- فرزانه محمدى 25 ساله فوق ديپلم كامپيوتر در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
4- سارا نورى 26 ساله ليسانس حسابدارى در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
5- آنا آجودانى 24 ساله دانشجوى شيمى در هفت تير بازداشت و به اوين منتقل شده
6- معصومه آقايى 23 ساله دانشجو در ونك بازداشت و به اوين منتقل شده
7- پويا فرهودى 30 ساله ليسانس زيست مولكولى در انقلاب بازداشت و به اوين منتقل شده
8- اشكان مير علوى 28 ساله دانشجوى فوق ليسانس برق قدرت در ونك بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص
9- فرشيد بابايى 23 ساله دانشجوى ارتباطات در بلوار كشاورز بازداشت و مكلان نگهدارى وى نامشخص
10- عبدالله بهروزى 20 ساله دانشجو در طالقانى بازداشت و به اوين منتقل شده
11-نويد اميرى نژاد 29 ساله ليسانس مديريت در وليعصر بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص
12- پارسا تهرانى اصل 32 ساله كارمند در ونك بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص
13- محمد على شيخان 18 ساله در وصال بازداشت و به اوين منتقل شده
14- ناصر اعتماديه 31 ساله در وليعصر بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص
15- سهيل نيك پور 27 ساله دانشجوى معمارى در آزادى بازداشت و به اوين منتقل شده
16- مصطفى محمدى 29 ساله در انقلاب بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص
17- مهدى خطيب داداشى 22 ساله در وليعصر بازداشت و به اوين منتقل شده
18- معين محسنى 25 ساله شغل آزاد در فاطمى بازداشت و مكان نگهدارى وى نامشخص
19- امين جوادى لنگردى 21 ساله دانشجوى كامپيوتر مكان نگهدارى وى نامشخص
20- پيمان زاهدى 28 ساله در جمالزاده بازداشت وبه اوين منتقل شده

آمار دستگيريهای روز جمعه 27 شهريور بالا تخمين زده می شود و آماری که نيروی انتظامی ولی فقيه انتشار داده است کذب محض می باشد و معلوم نيست با چه هدفی آمار دستگير شدگان را بسيار پايين اعلام می کنند. حسن زارع دهنوی معروف به حسن حداد و همدستان او مانند علی اکبر حيدری فر،سبحانی ،راسخ و سايرين که مسئول صدور حکم قضائی برای دستگيری و انتقال آنها به شکنجه گاههای مخفی هستند در مقابل پيگيريهای خانواده ها از طريق منشيهای خود اظهار بی اطلاعی می کنند . ولی فقيه علی خامنه ای برخلاف وعده ای که داده بود که با کسانی که مرتکب جنايت شده اند برخورد می کند سعيد مرتضوی از دستور دهندگان انتقال زندانيان سياسی به اردوگاه مرگ کهريزک که منجر به جان باختن تعدادی از آنها گرديد را نه تنها از سمت برکنار نکرد بلکه او را ترفيع نود و به سمت معاون دادستان کشور در سطح بالاتری برای ادامۀ جناياتش منصوب نمود.سعيد مرتضوی و حسن زارع دهنوی و همدستان او از منفورترين افراد جامعه ايران و سازمانهای حقوق بشری هستند.

مادران و پدران دردمند دستگير شدگان 27 شهريور از مردم استمداد طلبيدن و خواهان حضور گسترده روزانۀ آنها در مقابل دادگاه انقلاب شدند تا از اين طريق باعث آزادی عزيزان در بند و زير شکنجۀ آنها شوند.لازم است به خواست مادران و پدران با حضور گسترده خود در مقابل دادگاه انقلاب آری گفته شود و باعث تسريع در آزادی قهرمانان در زنجير شويم.

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، دستگيری گسترده جوانان و بخصوص دانشجويان قهرمان و انتقال آنها به نقاط نامعلوم جهت شکنجه های وحشيانه و بی اطلاع نگه داشتن خانواده های آنها را محکوم می کند و نسبت به جان آنها عميقا ابراز نگرانی می کند. از دبير کل و کميسر عالی حقوق بشر خواستار مداخلۀ قوری برای نجان جان آنها و آزادی فوری و بی قيد وشرط زندانيان سياسی در ايران است.

فعالين حقوق بشر ودمکراسی در ايران
01 مهر 1388 برابر با 23 سبتامبر 2009
گزارش فوق به سازمانهای زير ارسال گرديد:
دفتر دبيرکل سازمان ملل
کميساريای عالی حقوق بشر
کمسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا
سازمان عفو بين الملل
سازمان ديدبان حقوق بشر

ماخذ: www.roshangari.net

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 22:26  توسط بیتا سالک  | 

 

 

 

 

سلام بر آزادی

 

مردم ایران جنبش سبز را بر جنبش تحریم مقدم دانستید مسلما" برای دستیابی به هوشیاری جمعی و اتحادی پیروزمندانه به این تجربه نیاز بود تا کنون به رهبری موسوی این جنبش را ادامه دادیم امروز که فرصت هست تا خالق فردایی سرشار از آزادی عشق شادی و حقیقت باشیم آنرا غنیمت شماریم و این قیام پیروزمند را به یاری خداوند مهربان به رهبری خودمان به انجام رسانیم. ندا را بخاطر بیار به ندای دلت گوش کن ندای خداست.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 19:34  توسط بیتا سالک  |